گرگ نفس
حکیمی بافرزندخوددرکوهی گرفتارآمدی وگرگی حمله بنمود.حکیم طعمه ای به گرگ بینداخت،گرگ طعمه بخورد و برفت وحکیم و فرزندش نجات یافتند.پس از این ماجرا پندی به کودک بداد و بگفت:اگر گرگی را طعمه ای دهی طعمه بگیرد و مادام که به خوردن طعمه مشغول بودی حمله ننمودی،ولی گرگ نفس گرگی است که اگر طعمه ای به او دادی یک قدم جلوترآمدی وهر چه به او غذا ومیدان دهی ترک نکند، که جلوتر بیاید تا هلاکت سازد.پس فریب هوای نفس مخور و قدم به گناه منه که از ابتداستیز کن تا گرگ نفس خویش برانی،والا گرگ بیابان به طعمه ای برود و گرگ نفس به طعمه ای بیاید!

+ نوشته شده در جمعه بیستم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 9:26 توسط
|
رهبرا:گفته ای تولید ملی گفته هایت روی چشم